ابراهيم اصلاح عربانى

666

كتاب گيلان ( فارسى )

استادش ، در سراسر ايران شهرت و آوازه يافت و به شهاب الخطاطين معروف گرديد . هنرمند باذوق و پركار گيلانى از جوانى وارد دستگاه دانش‌پرور خان احمد خان گشت « 2 » و توانست به سرعت ترقى يافته سررشتهء امور را به دست گيرد و به امر و نهى پردازد . در سال 974 « 3 » هجرى قمرى دگرگونيها و انقلابات گيلان ، پدرش را كه به دستور شاه طهماسب زندانى شده بود به آغوش مرگ كشانيد ؛ او خود و برادرانش را مخفيانه به قزوين رسانيد و چندى را در گمنامى زيست ، ولى چون شاه عباس به قدرت رسيد وى را بخواست و به ملازمت برگزيد . « 4 » در سال 1024 هجرى قمرى قتل جگرخراش استادش جراحتى دردناك بر صفحهء خاطرش نهاد . وى پس از آن به قهر و رنجيدگى دربار شاه عباس را ترك گفته و به لاهيجان بازگشت ، ولى شاه دوباره وى را فراخواند و به نوشتن قرآنى به خط خوش نستعليق مأمور كرد ، اين‌بار ديگر دلجوئيها نمىتوانست مؤثر افتد ، حكيم با روحيه آرامش‌طلب نمىتوانست كين‌توزيهاى دربار را تحمل نمايد ؛ رخت سفر بربست و به مهاجران ديار هند پيوست . در آنجا مقدمش را گرامى داشتند . در دستگاه جلال الدين اكبر شاه بابرى زندگى آرامى را آغاز كرد . اوقاتش صرف خطنويسى و شعر و ادب و حكمت مىشد . در شعر قرارى تخلص داشت ؛ سروده‌هايش را شيرينى و پختگى و هموارى ويژه‌اى است . در هند دير بزيست و در ميان سالهاى 1050 يا 1052 هجرى قمرى در بنگاله درگذشت . او راست : ز مدعى ، خبر از لذت تماشا پرس * حلاوت ستم يار ، از دل ما پرس شفاى خسته عشق از دم مسيحا نيست * علاج ما هم از آن چشم بىمدارا پرس دلت ملول شد از پرسش قرارى زار * ترا كه گفت ، كزان دردمند اينها پرس « 5 » قطب الدين لاهيجى محمد بن على بن عبد الوهاب شريف ديلمى لاهيجى اشكورى معروف به قطب الدين لاهيجى از علماى شيعه در قرن يازدهم هجرى است . او از شاگردان ميرداماد ( متوفاى 1042 هجرى قمرى ) و مردى پرهيزگار و دانشمند و شاعر بود . زمان دقيق تولد و مرگش دانسته نيست ، همين‌قدر مىدانيم كه كتابى توسط او به نام « ثمرة الفؤاد » حاوى مطالب دينى از جمله احكام عبادات و اعمال و معاملات در سال 1075 هجرى قمرى كتابت شده كه در كتابخانهء آستان قدس رضوى نگهدارى مىشود . قطب الدين لاهيجى آثارى ديگر نيز داشته است به نام « رساله‌اى در عالم مثال » ، « محبوب القلوب » و « لطايف الحساب » . نسخه‌اى از كتاب « لطايف الحساب » وى در كتابخانهء آستان قدس رضوى موجود است . در اين نسخه نام وى به صورت « قطب الدين محمد بن شيخعلى بن عبد الوهاب بن پيله‌ور شريف اشكورى ديلمى لاهيجى » آمده است . اين اثر شامل مقدمه‌اى است حاوى يادآورى برخى اعمال و دستورها و مفهومهاى حساب . به دنبال مقدمه ، دو مقاله آمده است كه مقالهء اول در بيان « خبايا و مضمرات » است يعنى به ترتيب تعيين تعداد اشياء پنهان در دست كسى و تعيين عددى كه كسى انديشيده است . مقالهء دوم « لطايف الحساب » دربارهء تعيين مجهولهاى عددى به كمك مقادير عددى معلوم و شامل 43 مسئله است . مسئله پنجم مقالهء دوم مربوط است به ماجرائى دربارهء حسن صباح و نظام الملك بدين‌قرار : پادشاه وقت فرمان داد تا 500 من مرمر از حلب به اصفهان آورده شود . 2 شتربان يكى داراى 4 شتر و ديگرى داراى 6 شتر اين‌بار مرمر را حمل كردند . هر شتربان 500 من بار شخصى نيز به همراه داشت . پادشاه هزار دينار براى مزد كار شتربانان تعيين كرد . خواجه نظام الملك با يك حساب ظاهرى 400 دينار به صاحب 4 شتر و 600 دينار به صاحب 6 شتر داد . حسن صباح به پادشاه گفت كه نظام الملك در اين تقسيم حقى را ضايع كرده است زيرا مجموع بارها 1500 من بود كه به هرشتر 150 من رسيده است . به 4 شتر 600 من مىرسد كه 500 من آن بار شخصى صاحب شتران بود ، پس او فقط 100 من از بار مرمر پادشاه را حمل كرده است . به 6 شتر 900 من مىرسد كه 500 من آن بار شخصى شتربان است ، پس او 400 من از مرمرهاى پادشاه را حمل كرده است . بدين‌ترتيب حق الزحمه بايد به نسبت 5 / 1 و 5 / 1 بين آنها تقسيم شود ، يعنى به صاحب 4 شتر 200 دينار و به صاحب 6 شتر 800 دينار داده شود . پادشاه گفتهء حسن صباح را پذيرفت و به آن عمل كرد . در آغاز اين نسخه مىخوانيم : « بسمله ، حمد بىحساب و عد عالم السرايرى را سزاست كه خباياى ضماير اكوان را علم كامل او شامل . . . هر چند كمترين داعيان صميمى قطب الدين محمد بن شيخعلى الشريف اللاهيجى را دورى صورى ضرورى و رجوع به غربت وطن از دار السلطنهء اصفهان به لاهيجان كه نمونهء مفارقت جسم از جان است روى داده اما واقف السّر و الخفيات شاهد است كه خلاصهء اوقات صرف دعاى بىرياى عالىحضرت المستوفى بالاستيفاء الخاصه . . . ميرزا محمد رضى . . . و به توقع آنكه در فردى از افراد ضمير حقيقت تأثير جاى داشته باشد ، رسالهء موسومهء به لطائف الحساب در بيان استخراج خبايا و مضمرات و استعلام مجهولات عدديه از معلومات و استحصال مرموزات و ملغوزات كه در ايام مباعدت جمع و تأليف يافته بود به معرض عرض رسانيد . . . » بدين‌ترتيب معلوم مىشود كه وى اين كتاب را هنگام اقامت در لاهيجان نوشته است . كتاب « لطايف الحساب » به دنبال دو مقالهء مذكور ، يك خاتمه دارد شامل مسئله‌هاى گوناگون حساب و معماهاى لفظى كه از جمله شامل مطالبى دربارهء حساب كردن به كمك انگشتان و رمزنويسى است . تاريخ تحرير كه در پايان كتاب نوشته شده خوانا نيست و مىتواند 1102 ، 1120 يا 1121 خوانده شود . كامى ملا على كامى فرزند ميرزا عبد الواسع منشى از فضلا و ناموران لاهيجان

--> ( 2 ) . هفت اقليم ، امين احمد رازى ، به كوشش جواد فاضل ، انتشارات علمى ، تهران 1340 ، جلد 3 ، صفحهء 146 . ( 3 ) . تاريخ ادبيات در ايران ، دكتر ذبيح الله صفا ، انتشارات فردوسى ، تهران 1364 ، جلد 5 ، بخش 2 ، صفحهء 824 . ( 4 ) . احوال و آثار خوشنويسان ، مهدى بيانى ، انتشارات علمى ، تهران 1363 ، جلد 3 ، صفحهء 828 . ( 5 ) . تاريخ ادبيات در ايران ، دكتر ذبيح الله صفا ، جلد 5 ، بخش 2 ، صفحهء 827 .